به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٤/٢/۱٩ ز : ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ

مثل هميشه : اول خداوند

سلام اين روز ها بزرگترين اتفاق فرهنگی کشور در جريان است نمايشگاه کتاب (بخوانيد نمايشگاه سيب زمينی سرخ کرده ) و دغدغه های خاص خودش صبح شنبه ابراهيم اسماعيلی عزيز و آرش فرزام صفت  را در نمايشگاه ديدم و کلی از با هم بودن لذت برديم ابراهيم مجموعه ی شعرش رو هم بهم داد که کلی حال کردم .

دو سه تا رباعی می ذارم اين روزها غزل خيلی سراغمون نمی ياد :

آميزه ای از بهار و تابستانيد

سبزيد پر از شکوه سروستانيد

تنهاييم از مرز جنون رد شده است

خانم خودتان که خوب در جريانيد

 

لبخند بزن دو چشم بارانی را

تجويز کنی نگاه درمانی را

يک شعله بخند تا به آتش بکشی

دانشکده ی علوم انسانی را

 

باران که گرفت غربتم را شستم

دلتنگی تلخ عزلتم را شستم

يک شب تو به خواب من مرا بوسيدی

يک هفته ی بعد صورتم  را شستم

 

زياده عرضی نيست اگه بد بود ببخشين : حامد

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com