به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٤/٢/٢٧ ز : ٢:٠۱ ‎ب.ظ

بنام خداوند

ما همچون دف زپوست پوشان تو ايم

در دايره از حلقه بگوشان توايم

گر بنوازی بسی خروشان توايم

ور ننوازی هم از خموشان توايم

                                                                   منصوب به ابوسعيد

انتظار عزيزی تو صحن امام زاده صالح (ع) قدم زدن زير چنارای ولی عصر غلت زدن رو چمنای سعد آباد اينا همه يه حسای غريبی داره که اگه بتونی تو واژه بياری شون واقعا شاهکار زدی پسر (يا دختر ) آدميزاد تفاوتش با همه ی موجودات همين  دلتنگ شدناشه ديگه اصلن من معتقدم دل بعضيا از همون اول تنگ آفريده شده يعنی قرار شده که هميشه دلشون يه جوری باشه که اصلن رنگ خوشی رو نبينه ميگی نه؟ اين روزا حالم گرفته اس نافرم . خودمو لوس نمی کنم ادای بعضيا رو هم در نمی آرم به قول اهورای عزيز :نه از رومم نه از زنگم -نه از آتش نه از سنگم - فقط مثل تو غمگينم - فقط مثل تو دلتنگم

بسه ديگه يه غزل می ذارم تا وقت دگر تا ببينيم خداوند چه می خواهد:

همزاد گرد بادم و از نسل آتشم

پايان نيمه کاره ی خوابی مشوشم 

من يک مناره ام به بلندای عمر نوح 

با زخم و تاول و ترک و غم منقشم 

شهنامه ای نبود بگويم که رستمم 

سو دابه ای نبود بگويم سياوشم 

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

گاهی اسير روی خوش و موی دلکشم

گاهی به حال من غزلم گريه ميکند

از ناله های مبهم دردی که می کشم ....

دردی به سينه دارم و عکسی برابرم 

به چشمهای شرجی اين عکس دلخوشم

....تا صبح گريه ميکنم و غنچه ميدهد

گلهای ريز صورتی روی بالشم...

ناقابل دهاتی وار و ساده : عسکری ترين حامد دنيا  


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com