به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٤/۳/۱۸ ز : ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ

سلام

ببين حالا که من خودکار دارم

وحسی از غزل سرشار دارم

بمون شعرم بلا تکليف ميشه

نرو با چشمهايت کار دارم

ببخشين که نمی تونم به الطاف شما پاسخ بدم شرايطم طوری نيست که بتونم خيلی بيام شبکه خيلی مشغولم ولی خدا می دونه به ياد همتون هستم و دلم براتون تنگ شده خاصه حالا که همايش اين ماهم برگزار نشد کمکم داره بوی امتحانات هم مياد و کم کم بايد بی خيال بعضی چيزا شد ايشالا بعد از امتحانات حسابی در خدمتتون هستم زياده عرضی نيس يه غزل کار کردم که يه جور خاصی دوسش دارم بخونم براتون:

ای شعر حل شده لب فاق و دواتها

زيبايی نهفته در ابواب گاتها

بابونه ی بهار شده توی دست باد

آويشن نشسته کنار قناتها

دنيا اگر تو بودی و رقصيدن تو بود

پر ميشد از تغزل عين القضاتها

پر می شد از صدای دل تنگ نامه ها

قائم مقام در شبی از منشات ها

پر می شد از صدای دف دختران کرد

پر می شد از نجابت دره دهات ها

بانام خالکوبی تو حال می کنند

بر بازوان کنده ی خود گنده لاتها

((زين همرهان سست عناصر دلم گرفت ))

قربان يک کرشمه ی شاخ نبات ها

شرمنده اگر که عيبی و نقصی داشت:عسکری ترين حامد دنيا

 

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com