به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٤/۳/٩ ز : ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ

سلام

غريب و سرد و ترک خورده ام بخشکی شانس

شب طلوع خودم مرده ام بخشکی شانس

امروز که دارم اين سياهه رو می نويسم نهم خرداده و اگه به هيشکی نگين فردا تولدمه يه احساس خاص دارم يه احساس غريب ۲۴ سال گذشت يعنی ۸۷۶۰ روز يعنی ۵۲۵۶۰۰ ساعت وای .. می فهمی يعنی چی ؟پسر (يا دختر ) آدم زود پير می شه تا ميای به خودت بيای .... نميدونم به خدا اصلا نمی دونم . بگذريم ....

يه غزل کار کردم تازه که فضاش يه جوريه اميد وارم خوشتون بياد :

ای پاک تر از شعر سر آغاز وضوها

آرامتر از برکه ی آرامش قوها

نام تو عروسی است که همواره نشسته است

بر صخره ی مرجانی اعماق گلوها

تو ماهی سرخ وسط تنگ بلوری

من هاله ای از سيب و سماق و سمنوها

تو خاطره انگيز تر از ساحل نيلی

مرموز تر از قصه ی آدم کوچولوها

وقتی که دل تنگ من اينقدر گرفته است

پس وای به حال دل تنگ دوقلوها

تو مثل من و شعر خماری نکشيدی

تمت غزلی ... واعطشا ...  هات صبوحا ...

دوستدار همه ی دوستای گلم :عسکری ترين حامد دنيا


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com