به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٥/۱٢/٧ ز : ٢:٥۱ ‎ب.ظ

شب از ستاره گذشته است.....

تالار می بینیم ....

منو قیمت می کنیم ....

حساب و کتاب می کنیم....

من به نقش فرشی که باید بگیرم می اندیشم

خاتون به آخرین خرده ریزه های جهازش...

قرار شده برویم مولوی پارچه بگیریم برای لباس .....

از همین حالا دارم به متن کارتها و طرحشان فکر می کنم .....

راستی روی فیلم مراسممان کدام ترانه ها را کار کنیبم ؟.....

خسته می شویم  

مترو میرداماد ابتدا و انتهای قرار های ماست...

به خانه بر می گردد

به خانه بر می گردم  

خسته ایم اما دلخوش

دلخوش از اینکه مقدمات با هم بودنمان دارد مهیا میشود و اگر هم خسته باشیم قرار است باهم به یک خانه و زیر یک سقف آرام میگیریم....  

دعایمان کنید می خواهیم زندگی را شروع کنیم می ترسیم

مثل ترس از روز اول مدرسه......

یا علی .....  


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com