به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٥/٤/٤ ز : ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ

يا تو

تمام مصر خراج نگاه بربری ات

چه کرده با غزلم گونه های مرمری ات

تمام دار و ندار سه سال شاعری ام

فدای يک نخ ابريشمی روسری ات

........

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٥/٤/۳ ز : ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ

 

یا تو....

سلام

چند روز پیش داشتم قفسه ی کتابامو مرتب می کردم و کاغذ پاره هامو تجدید نظر می کردم که به درد نخوراشو مرخص کنم  یه دفه بر خوردم به یه تیکه مقوای جعبه  شیرینی اول احساس کردم مال خودم نیست بعد بازش که کردم وای ...... غزلی کار کرده بودم روی اون مقوا برای  (( گل اندام )) دخترک 6-7 ساله ی افغانی که با  خانواده ش  مستاجر خونه ی مادر بزرگم بودن و

 زلزله ....

بگذریم چند وقت بود داشتم سعی می کردم 5 دی رو فراموش کنم ولی یه تیکه مقوا دوباره برگردوند منو به همون فضا و ..... خلاصه این روزا اصلا حال خوبی ندارم........

 

و مینیاتور من مملو از تغزل بود

سیاه چشم و غزلپوش و بور کاکل بود

برغم داشتن برقعی سیاه و ضخیم

عروس شهر خداوندگار کابل بود

زبان فرسی من براش نامفهوم ...

میان حس من و او نگاه ها پل بود

لبش شکفته تر از غنچه های گلشن راز

نجیب زاده تر از یک بغل گلایل بود

((تنت به ناز طبیبان نیاز مند مباد ))

جواب خواجه ی شیراز این تفال بود

 

و مینیاتور من آه.... زیر آوار است

ومینیاتور من آه.... اهل کا بل بود...

 

یا علی مددی....

 

  

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com