به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

حال
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٥/٩/٤ ز : ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ

هوالعشق

سلام می دونم خیلی بی معرفت شدم الانم که دارم این مطلبو می نویسم تا یکی دو ساعت دیگه بلیت دارم باید برم هنوز ساکمو جمع نکردم اما حیفم اومد سر نزنم   بعد از چند وقت یه غزل کوتاه برای شهرم  بم کار کردم میذارم نظر بدین :

آسمان هست غزل هست کبوتر داریم

باید این چادر ماتم زده را برداریم

تن ترد همه ی چلچله ها در خاک و

پای هر قبر چهل نخل تناور داریم

مشتی از خاک تورا باد که پاشید به شهر

پشت هر حنجره یک ((ایرج)) دیگر داریم

بوی خون و بتن و آهک . گچ می گذرد

باز شهری پر نارنج معطر داریم

میدونم هنوز جای کار کردن داره اما همینو فعلن اشته باشین تا برگردم

یا علی مددی ......


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com