به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٦/٦/٢٦ ز : ٧:٠٠ ‎ب.ظ

اللهم رب الشهر رمضان.....

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است

آری افطار رطب در رمضان مستحب است

روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه

بخورد روزه خود را به خیالی که شب است

سلام شما را به رمضان تبریک میگویم . تو رو خدا تو بغضای یواشکی تون تو سحرا و دم افطار فقط به یاد من یه آه بکشین همین منو بسه.....

 اینجا بم است  خرما پزان شده و همه ی بمی ها به نوعی با خرما درگیرند بعضی میفروشند بعضی جمع می کنند بعضی می خرند و برای بعضی خانواده ها هم بهانه ای شده برای جمع شدن دور هم و از خاطرات زلزله و بعد و قبلش برا هم تعریف کنن و خلاصه فصل عجیبی است  فصل خرما جمع کنی امسال اما برای من خرما جمع کنی معنایی دیگری یافته خاتون آمده و با هم خرمای باغی را که به همراه دلم  مهریه اش کردم جمع می کنیم و خاطره می سازیم من بالای درخت می روم و خاتون سر چادر شب را می گیرد و با انگشتهای کودکانه اش خرما ها را یکی یکی توی کارنون ها می خواباند  خیلی سرمان شلوغ است اگر نمیرسم بنویسم   خرده نگیرید حسابی مشغولیم فعلن یه غزل میذارم تا بعدا بیام و از خرما جمع کنی بیشتر  براتون بگم.....

قبول دختر نیزارها عروس قناتی

و مینیاتوری از سبک و از سیاق هراتی

قبول حس قشنگی نهفته پشت دو پلکت

همینکه می خندی کپه ای انار و نباتی

به باد داده ای از نو سیاه مشق کشیده

که میرعماد غزلهای بی کتاب و دواتی

همین تویی که مرا حک کنی به خاطر مردم

بس است مزد غزلها سلامی و صلواتی

زنخلهای کویری بپرس حال دلم را

 ((تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی )) ۱

تمام ترس من اینکه نباشی و بگذارد

نبودنت به غزلهای ساده ام اثراتی

خدا بیاورد آن روز را که شهر ببیند

بروی سنگ مزارم رد لبی شکلاتی

 

 

۱-وامی از سعدی

یا علی .....نظر یادتون نره


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com