به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٦/٧/۱٦ ز : ٢:۳٠ ‎ق.ظ

 یا او....

با سایه تو را نمی پسندم

عشق است و هزار بد گمانی ........

سلام یه غزل کار کردم و لی یه حس خاصی بهش دارم نمی تونم حسمو بگم شما منو راهنمایی کنید تا من به حسم برسم گنگم.....

موهای باز بالش پر را سیاه کرد

سنگین چو برف کوه و کمر را سیاه کرد

داغ آنقدر چکید که مو را سپید کرد

آه  آنقدر وزید جگر را سیاه کرد

دندان به سیب زد دو لبش سرخ تر شکفت

حوا .... و روزگار پدر را سیاه کرد

شاعر نکشت؟ کشت فدایی نداد ؟ داد....

چشمت عجب حقوق بشر را سیاه کرد

از من ببخش مصرع بعدی نیامد و

جوهر تمام بالش پر را سیاه کرد 

یا علی مدد این چند روز باقی مونده دعا یادتون نره  


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com