به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

غزل
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٦/۸/٢٠ ز : ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ

 یا او....

سلام

این روزها حسابی سرم شلوغ بود دعوت از میهمانان  کنگره ی ملی شعر رضوی کرمان بامن بود و خلاصه دهنم آسفالت شدتا تونستم یه عده رو دعوت کنم مصر عراق تاجیکستان هند و افغانستان کشور هایی هستند که بنده سراغ شاعراشون رفتم و اونا رو به کرمان دعوت کردم  از دانشجوهای خارجی دانشگاه تهران بگیر تا انجمن شاعران افغانی مشهد تا شبکه عربی العالم رو زیر و رو کردم تا تونستم دعوتشون کنم   این دوره چقد فیش موبایل برام بیاد خدا می دونه

بگذریم .... کارهای دعوت از  مهمونا رو که راست و ریست می کردم هی تو این فکر بودم که اگه تو کنگره صدام کنن بیا بالا شعر بخون چی بخونم کلی شاعر از همه جا جمع شدن تو استانمون کار تکراری بشنون زشته ....  از پله برقی  مترو که داشتم می اومدم بالا یه بیت جرقه خورد و تا آخر شب هم به سر انجام رسید حالا اومدم اینجا غزل رو بذارم تا نظر بدین که بخونم این غزل رو یا همون قدیمیا قابل تحمل تره .......

واما غزل :

تا خنده ی تو می چکد از خوشه ی لب ها

بیچاره بمی ها و غم نرخ رطب ها

دنبال دو رج بافه از ابریشم مویت

تبریز شده قبر عجم ها و عرب ها

قاجاری چشمان تو را قاب گرفته است

قنداق تفنگ همه مشروطه طلب ها

از عکس تو و بغض همینقدر بگویم ....

دردا که چه شب ها ... که چه شب ها...  که چه شب ها...

قلیان چه کند گر نسپارد سر خود را

با سینه ی پر آه به تابیدن تب ها ؟

گفتم غزلی تا ننویسند محال است :

ذکر قد سرو از دهن نیم وجب ها

شادی روح قیصر غزل صلوات

یا علی مددی   

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com