به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

شهاب باران آسمان منی ...
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٧/٢/٩ ز : ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ

سلام ...و گاهی همین سلام یعنی چندین عذر تاخیر خواسته و ناخواسته. وقتی می دانی کسی هست که هنوز درب این خانه را به صدای کوبه اش می نوازد ...

پس؛ سلام ...

...

  اصلاً قبول، حرف شما، من روانی ام

  من رعد و برق و زلزله ام؛ ناگهانی ام

  این بیت های تلخ نفس گیر شعله خیز

  داغ شماست خیمه زده بر جوانی ام

  رودم؛ اگر چه بی تو به دریا نمی رسم

  کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانی ام

  من کز شکوه روسری ات کم نمی کنم

  من، این من غبار؛ چرا می تکانی ام؟

  بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز

  این سر که سرشکستهء نامهربانی ام

  کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست

  از بعد رفتنت گل ابروکمانی ام

  شاعر شنیدنی است ولی دست روزگار

  نگذاشت این که بشنوی ام یا بخوانی ام

  این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند

  من دوست دار بستنی زعفرانی ام

 ...

   یا علی مدد


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com