به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

غزل
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸۸/٦/۱٤ ز : ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ

سلام

 از اینکه دیر به دیر به روز می کنم شرمنده ام . گرفتاری ،تنبلی ،ماه رمضان و....و...و... رو روی هم بریزی حاصلش میشه همینکه می بینید

یه غزل می ذارم امیدوارم خوشتون بیاد:

 

من باغ زمستان زده دارم تو نداری

من خرمن طوفان زده دارم تو نداری

 

از خاطره ی سبز بهشتی که فرو ریخت

یک میوه ی دندان زده دارم تو نداری

 

"داش آکلم" و تنگ دلی درد نشان را

بر صخره ی "مرجان" زده  دارم تو نداری

 

من عهد نوشتم تو نه دیدی و نه بستی

من دست به قرآن زده دارم تو نداری

 

"گر همسفر عشق شدی"را که شنیدی؟

من اسب به میدان زده دارم تو نداری

 

من اینهمه گفتم و تو یک جمله نوشتی:

((من سرمه به مژگان زده دارم تو نداری ))

 

تو این شبای باقی مونده به یاد ما باشین لطفا....


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com