به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

آژانس ...اشک ... تلاطم
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸۸/٧/٧ ز : ٢:٤٤ ‎ق.ظ

دود این موتورا برای سینه ی من و عباس ضرر داره....

اینا گروگان من نیستن  اینا شاهدای منن

به روح امام می چکونم....

خیبری اهل آبه ... هور... آتش... خیبری دود نداره  سوز داره....

این مملکت کی باید رنگ ثباتو ببینه....

دوره ت گذشته مربی اگه اون اسلحه تو دستت نبود حرفات یه قرون ارزش نداشت...

فاطمه فاطمه فاطمه...

من قبل از جنگ رو زمین بودم با تراکتور بعد از جنگم برگشتم تو همون زمین بی تراکتور...

ابوذر سعی کن با امثال عباس مهربونتر باشی ...

سال نوت مبارک عباس .....

وای....

دیروز عصر برا بار سیزدهم فیلم آژانس شیشه ای رو دیدم و تمام مدت فیلمو اشک ریختم .دوئل های وحشتناک سلحشور(کیانیان) با حاج کاظم (پرستویی) دیوونه کننده بود .  دیالوگاشو صدبارهم بشنوم کمه هی تو خونه راه می رم و با خودم زمزمه شون می کنم  عاشق پاک باختگی حاج کاظمم .... 

و پایان بندی ویرانگر این فیلم  ....

بیایید با امثال عباس مهربونتر باشیم

همین....

 

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com