به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٩/۳/٥ ز : ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ

-آسد رضا یه چیزی می گم تو رو به جدت نه نیار

-چیه بگو

فردا برو بازار یه عبای نو بخر اینجا تهرونه خوبیت نداره

****

-زهرا سادات بده دستتو ببینم انگار داره خون میاد

-چیزی نیس آسد رضا قالی می بافتم یه کم زخم شده زخم که دیدن نداره

*****

-این برس رو برا تو گرفتم

-چه خوشگله

-به شرطی که باهاش موهاتو جلو خودم شونه کنی

****

-آسد رضا شما تا حالا سرمن داد نزده بودید هزار ماشالا صداتونم خیلی بلنده خدا منو بکشه ناراحتتون کردم

-....

*****

 

همه ی این دیالوگهای درخشان مال فیلم طلا و مسه که دیشب رفتم و دیدم و بعد فیلم حدود چهل دقیقه دور و بر سینما آزادی قدم می زدم و به این فیلم فکر می کردم

دست همایون اسعدیان درد نکنه بعد از چند وقت یه فیلم خوب ایرانی به ما نشون داد

ان فیلم رو حتما ببینید مطمئنم لحظات خوبی رو براتون رقم می زنه

ضمنا من توی آرشیو عاشق و معشوقای اسطوره ای(لیلی مجنون.فرهاد و شیرین . وامق و عذرا.رومئو ژولیت.ویس و رامین)از این به بعد زهرا سادات و آسید رضا رو هم وارد می کنم


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com