به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٦/٤/۱۳ ز : ۳:٠٥ ‎ق.ظ

سلام

همیشه وقت امتحانا که میشه غزل گفتن من هم شروع میشه . پیش خودمون بمونه دوسه ترم پیش وسط امتحان مدنی یه غزل شروع شد و حیفم اومد ننویسمش از مراقب یه برگه اضافه گرفتم و شروع کردم چشمتون روز بد نبینه سه تا سئوال استاد داده بود از حقوق قراردادها هرکدوم یه صفحه هیچی دیگه دو تاشو جواب دادم و .... آخرش رو خودتون حدس بزنید و سیم کارت ایرانسل جایزه بگیرید.....

اینارو گفتم که بگم فردایا بهتر بگم تا چند ساعت دیگه  امتحان ((حقوق سازمانهای بین المللی)) و ((ادله اثبات دعوا)) بادوتا استاد.... دارم که هر کدومشون یه چیزی تو مایه های محمود شوکتند  و هیچ رقمه با آدم راه نمیان اضافه کنید به اینها شروع غزلی که خوره روحت شده و دست از سرت بر نمیداره نمیذاره این جزوه های کپی شده ی بد خط رو تموم کنی ....

 غزل و به انجام رسوندم و گفتم حالا که داغه این باغکوچه رو هم یه آب و جارویی بکنیم بد نیست قبل از خوندن غزل ۲تا خواهش دارم ۱- دعا کنین امتحانامو خوب بشم ۲- خدا وکیلی پیام بذارین ..... زیاده عرضی نیست . یا علی مددی.....

جرقه غزلی شد باز نگاهی از تو و لبخندی

تمام دارو ندارم را به زلف و قافیه می بندی

نه اینکه خسته شدم بانو برای قلب ضرر دارد :

سوار اسب عرب بودن کرشمه های سمرقندی

درخت توت سرکوچه -اگرچه پیر - به یادش هست

مرا که اسم تو را کندم تو را که اسم مرا کندی

؛من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری؛۱

که من شبیه کوی لوت که تو شبیه دماوندی

عراق و فارس در آشوبند از آن دو تیغه ی زنجانی

بپوش فتنه بخوابانی به برقعی و به روبندی

دوباره چایی تلخم را کنار عکس تو آوردم

بخند تا بنشانی باز کنار چایی من قندی  

۱- خدا بیامرزه منزوی رو ....


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com