به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

 
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٦/٩/٥ ز : ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ

او....

دومین کنگره سراسری شعر رضوی هم تمام شد . اینکه سودابه مهیجی نزدیک بود از قطار جا بمونه اینکه عزیز مهدی رضوی (شاعرهندی) تمام فلفلای هتل رو تموم کردو حتی رو خربزه فلفل می زد  اینکه استادمحمد جواد محبت رو نصف شب بردیم آمپول بزنه (پاش درد می کرد) اینکه جوانی از گرگان هر آثار باستانی که در کرمان می دید می گفت ما در گرگان بهترشو داریم اینکه بچه های رفسنجان از دست مدیر هتل شاکی شدن و نزدیک بود برخورد غیر فرهنگی بشه اینکه از بس سرم شلوغ بود فامیل غلام رو فراموش کردم که کارای پذیرش هتلشو بکنم (غلامرضا سیستانی شاعر همشهریم که با سجاد داداشم هیچ فرقی برام نداره وحتی بعضی وقتا بیشتر کمکم کرده) اینکه بیگی حبیب آبادی روساعت ۴ صبح با سمند  فرستادیم بم از اونجا با هواپیما اومد تهرون   همه اینها گوشه ای از خاطره هایی بود که توی این سه روز برام شکل گرفت و خوشحالم که کسی از دست من یکی ناراحت از در در کرمان بیرو نرفت فقط میمونه شرمندگی واسه بعضی از بچه ها که کار فرستاده بودن و دعوت نشدن که خدا وکیلی اون دیگه دست من نبود و با این همه ازشون معذرت می خوام ....

الغرض

دوران نقاهت خستگی های کنگره رو در بم سپری میکردم  یه شب بی خوابی به سرم زده بود غزلی جرقه زد یه کم باغزلای قبلیم فرق داره می ذارم نظر بدین :

ای لب تو قبله ی زنبورهای سومنات

خنده ات اعجاز ٬شهناز ٬ است در کرد بیات

مطلع یک مثنوی هفت من زیبایی است

ابروا نتت: فاعلاتن فاعلاتن فاعلات

من انار و حافظ آوردم تو هم چایی بریز

 آی می ٫چسبد شب یلدا  هل و  چای و نبات

جنگل آشوب من ای آهوی کوهستان شعر

یک گوزن پیر را بیچاره کرده خنده هات

می دود...   بو میکشد.... شلیک ..... مرغی می پرد....

گردنش شل می شود آرام می افتد به پات

گرده اش می سوزد و پلکش که سنگین می شود

می کشد آهی که : آهو جان جنگل به فدات

سروها قد می کشند از داغی خون گوزن

عشق قل قل می کند از چشمه ها و بعد...... کات:

پوستش را پالتو  کرده زنی در نخجوان .....

شاخهایش دسته شمشیر مردی در هرات

یا علی مددی

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com