به روز واقعه تابوت ما زسرو کنید ×××× که میرویم به داغ بلند بالایی...

غزل
ن : حامد عسکری ت : ۱۳۸٧/۳/۱٠ ز : ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ

سلام ارشد قبول نشدم به همین سادگی ..  نه به این دلیل که به دلایلی دیگر  حالم زیاد خوب نیست اینروزا حس می کنم تو یک جاده ای دارم قدم میذارم که تهش تو مه گمه یه جاده که نمی دونم به کجا می ره و تهش به کجا ختم میشه ..... اصلن این روزا زیاد حرف نمیزنم برعکس تا دلتون بخوادقدم.... شاید این غزل حاصل یکی از همون قدم زدنهاس می ذارم ....

شب دلواپسی ها هرقدر بی ماه تر بهتر

که شاعر در شب موهای تو گمراه تر بهتر

برای شانه های شهر متروکی شبیه من

تکانهای گسل یکدفعه و ناگاه تر بهتر

چه فرقی می کند من چند سر قلیان عوض کردم ؟

برای قهوه چی ها مرد خاطر خواه تر بهتر

ندانستی که روی بیت بیتش وزن کم کردم

نوشتی شعرهایت شادتر کم آه تر بهتر

نه اینکه قافیه کم بود نه ! در فصل تابستان

غزل هم مثل دامن هرقدر کوتاه تر بهتر 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by 842
This Themplate  By Theme-Designer.Com