سلام

لطفا یک کم اکسیژن برام بیارین

دارم.....

/ 10 نظر / 8 بازدید
نیما

سلام آقای عسکری. خوبید؟ باور کنید هر قدر کتاب شما رو میخونم بیشتر بهش علاقمند میشم. کتاب"خانمی که شما باشید" غزل های خوبی داره سه چهارتا از کاراتون که واقعا فوق العاده اس[دست][تایید] جدی میگم. رمز موققیت اش زبان ساده و امروزی ای یه که داره. با ترانه ی"شنبه ی خاکستری"به روزم. منتظر نظرات شما هستم. شاد باشید[لبخند][گل]

یوسف

سلام اینجا یکی... بیا ببین

غزل خونه

خدا نکنه... کم غصه و درد و زخم داریم، شما هم هی نمک بپاش... میبینی که. یه جواب منطقی! به همه ی اعتراضات دادن: همینه که هست... چیکار کنیم دیگه؟ زندگی نکنیم؟ راستی با غزلی اعتراف گونه به روزم...

مریم

نمی دانی اکسیژن را با ژ فلاکت می نویسند یا ژ سعادت دم مرگ تمام اکسیژن نفس نکشیده ات را آزاد به تو می فروشند تا یکجا نفس بکشی و ریق رحمت را سر ! ---- نمی دونم یه چیزایی به ذهنم رسید و نوشتم ببخشید اینجا رو خاکی کردم -----

یاسر

سلام خوبی؟ خوشی؟ خانم نارنگی ترش خوبه؟ باران چطوره؟ ما اینجا اکسیژن زیاد داریم. قابلمه بیار ببر! بعد هم من کتابت رو خریدم و خیلی مشتاقم که بخونم. منتظرم یکی از رفیقام بیان چین، کتاب حضرت عالی رو زیارت کنیم.

محسن

بمیرم...! درست میشه

من

نا امید نشیا ولی یه سه چهار سالی مونده تا o2 جای co2 تنفس کنیم! اینجا برای از او نوشتن هوا کم است!!!!!!!!

عباس یوسفی

سلام آقای عسگری من هنوز منتظر جواب شما در مورد اون غزلی که به صورت خصوصی براتون نوشتم هستم.[ناراحت] ایمیلم هم گذاشتم منتظرم. مرسی.

سید حمید

بحث اکسیژن شد یاد این دوبیت از دوستانم افتادم: دیگر نماد مرگ شب و عنکبوت نیست حتی کبوتران نفس مرگ می دمند! مهدی نقی پور حتی نفس کشیدن در شهر مشکل است باید به عمق فاجعه ایمان بیاوری میثم امانی اللهم عجل لولیک الفرج