سلام

عید فطر را قسمت شد مشهد بودم

باران میبارید

جای همه تا خالی...

 غزل:

عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است

بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است

 

توی قر آن خوانده ام... یعقوب یادم داده است:

دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است

 

نامه هایم چشمهایت را اذیت می کند

درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است

 

چای دم کن... خسته ام از تلخی نسکافه ها

چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است

 

من سرم بر شانه ات ؟..... یا تو سرت بر شانه ام؟.....

فکر کن خانم اگر باشم چه جورب بهتر است ....؟

/ 50 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلما

سلام شما رو تازه کشف کردم , فوق العاده اید. واقعا احساستون قشنگه. همیشه پر احساس باشید

!

سلام مصرع اخرغلط تایپی داره؟ مثل همیشه عالی !محشر! بیست!

leila

مثل پایان بندی آژانس شیشه ای بود![گل]

سپیده مختاری

سلام . لذت بردم اما... فکر می کنم شروع غزل شروع قرص وجون داری نبود می شد بهتر از این باشه البته هرکدام از ابیات جای صحبت داره

شیدا

سلام خسته نباشید من متولد مشهدم ... دلم هوای شد.............. شعراتون حس لطیفی داره حس دلتنگی شاید........... موفق باشید[گل][گل]

تینا

سلام.من اولین باره شعرتون و می خونم.چند روز پیش دوستم که دکترای ادبیات داره و خودشم شعر میگه (واتفاقا خیلی هم سخت گیره و کم پیش میاد از شعری تعریف کنه )زنگ زد با کلی ذوق و جیغ و ویغ یه شعر از شما خوند که توی چلچراغ چاپ شده بود انگار .من خیلی دلم می خواست دوباره بخونمش ولی پیداش نکردم

فندق

سلام چند نکته اول: با اجازتون چند تا از شعراتونو میذارم تو وبلاگ شعرم، البته با نام خودتون دوم:بیت آخر همین شعر چه جوری شده چه جورب، سوم:کلا مصرع آخر باید به چه شکلی خونده بشه؟؟ خانم مخاطبه؟ چهارم:یه شعر دارین: شب دلواپسی هر قدر کوتاه تر بهتر... مصرع آخرش برام نا مفهومه ممنون