رباعی

او....

شبگریه و بغض  این دل پیر بس است

یک سینه که بیش نیست یک تیر بس است

لاک یاسی  مال نوازشگر هاست

دستان تو را لاک غلط گیر بس است  

/ 8 نظر / 9 بازدید
میرزایی

سلام با یک شکم دل پر بروزم و منتظر " شما " : و مرا خرگوش سفیدی کرد ، در کلاه شعبده غیبم زد بعد از آن دیدم که مرا یک دست در اتاق خواب شما انداخت . منتظرم هر چند با حرف و حدیث نادعلی

محسن خدابخشی

سلام چطوری کوکا؟ آفرين... جانم! ايول نداره حامد!؟ يا علی مدد

شقایق صحرایی

قبول کنید که این رباعی دیگه خیلی متفاوته ... و جالب ... به روزم ... به ما هم سر بزنید الهی عاقبت بخیر شید

شقایق صحرایی

با ياد دوست سلام غصه نداره برادر من چاره اش دو سال خدمته شوخی کردم انشاالله که هر چه زودتر و به بهترين شکل ممکن قسمتتون می شه التماس دعا

حافظ ايمانی

خوشحالم ! آنقدر که نمی دانم کداميک از دردهايم را فراموش کرده ام ... حامد عزيزم هميشه برايم دوست داشتنی بوده ای

محسن خدابخشی

سلام. خوبی کوکا؟ يه سر به وبلاگ مو بزن! لطفا! يه چيزی برات دارم عزيز... يا علی مدد

نقطه چین

سلام با احازه لينکه وبتون رو تو آلونک گذاشتم . . . فعلا .

احسان قاسمي

مصرع سوم اين شعر اصلا وزن ندارد از شما بعيد است اقای جشنواره شعر رضوي