سعدی تمام حسن تو را در غزل نگفت

حالا شدست نوبت ما تازه کارها

سلام

به خدا امتحانام شروع شده خيلی سرم شلوغه اصلا وقت ندارم منم از اون آدمايی نيستم که مثل بچه مثبتا بشينم از اول ترم بخونم مجبورم شبای امتحان بيدار بمونم و مثلا برای امتحان مدنی ۳۰ ساعت نخوابم . منتی روسر کسی ندارم ولی منو ببخشين که کمتر ميام .سايت دانشگاه هم تو امتحانات تعطيله و شده قوز بالا قوز ببخشين ديگه خوب ؟

يه غزل قديمی :

روزگاری غزلش بال و پری بود که سوخت

عابر کوچه ی او رهگذری بود که سوخت

دل ترک خورد فدای سرتان قسمت بود

سينه در مجلس ترحيم سری بود مه سوخت

دختر هرزه ی شبگرد خيابان شما

ماه يک ايل خدای کپری بود که سوخت

بوقهای متوالی متلک های نجس

آخرين مرثيه ی چشم تری بود که سوخت

پشت آن پنجره ها باز خودش را می ديد

پشت آن پنجره ها همسفری بود که سوخت

 ناگهان ترمز ارابه ی بالا شهری

به خود آورد خودش در به دری بود که سوخت

دو قدم مانده به ماشين غزلی گفت و نوشت :

زندگی بسته ی سيگار زری بود که .....

/ 10 نظر / 20 بازدید
یکتا

دختر هرزه ی شبگرد خيابان شما ....ماه يک ايل خدای کپری بود که سوخت ... سلام ... غزل تلخ بود آقا ... تلخ ... و خواندنی ... امتحان هایتان به سلامت ... همین که می نویسید و می شود خواند یعنی که ممنون

مینو

عابر کوچه ی او رهگذری بود که سوخت...سلام پسرک ِ نخل و نارنج...شب زنده داریهای ما آخر ترمی ها هم حکایتی است...ممنون که می نویسید-با منت و بی منت رو می خونیم ،اون هم با منت!- یا علی

دوست

سلام موفق پيروز و پايدار باشيد ان شاالله بتونيد تمامی امتحانات رو با موفقيت پشت سر بگذاريد غزل بسيار قشنگی بود

مینو

من تمام شعرها و نوشته های اینجا رو برای مامان و بابام هم خوندم....خیلی دوستشون دارم..خوش به حال قلمتون...دلتون....پاکِ پاک...خلاصه اینجا همه کلی از شما تعریف کرده اند و کلی مشتری شده اند...

یکتا

سلام .. همخانه ام اينجا را قرق کرده می بينم ... آقا اجازه؟! حيف نيست نخوانند ديگران؟!! ... بگذاريد بيشتر ببينند هم اينجا و هم ... شرمندگی ما بيشتر ...

عبدالحسين انصاري

سلام عزيز/ همين چند مدت پيش در محضر استاد بهمنی بوديم که به وسيله ايشان با شما واشعارتان آشنا شدم و از اشعارتان لذت بردم بنده به شخصه اعتقاد دارم شما همه ی فاکتورهای يک شاعر خوب شدن را داريد حالا بعد از اين همه تعريف و تمجيد نمی خوای به وبلاگ اين زندونی يه سری بزنی/ شوخی کردم/ در پناه باران

یکتا

سلام ... امتحان ها که گذشت ... ترم جديد دارد می رسد آقا ... نمی نويسيد؟!