بنام خداوند

ما همچون دف زپوست پوشان تو ايم

در دايره از حلقه بگوشان توايم

گر بنوازی بسی خروشان توايم

ور ننوازی هم از خموشان توايم

                                                                   منصوب به ابوسعيد

انتظار عزيزی تو صحن امام زاده صالح (ع) قدم زدن زير چنارای ولی عصر غلت زدن رو چمنای سعد آباد اينا همه يه حسای غريبی داره که اگه بتونی تو واژه بياری شون واقعا شاهکار زدی پسر (يا دختر ) آدميزاد تفاوتش با همه ی موجودات همين  دلتنگ شدناشه ديگه اصلن من معتقدم دل بعضيا از همون اول تنگ آفريده شده يعنی قرار شده که هميشه دلشون يه جوری باشه که اصلن رنگ خوشی رو نبينه ميگی نه؟ اين روزا حالم گرفته اس نافرم . خودمو لوس نمی کنم ادای بعضيا رو هم در نمی آرم به قول اهورای عزيز :نه از رومم نه از زنگم -نه از آتش نه از سنگم - فقط مثل تو غمگينم - فقط مثل تو دلتنگم

بسه ديگه يه غزل می ذارم تا وقت دگر تا ببينيم خداوند چه می خواهد:

همزاد گرد بادم و از نسل آتشم

پايان نيمه کاره ی خوابی مشوشم 

من يک مناره ام به بلندای عمر نوح 

با زخم و تاول و ترک و غم منقشم 

شهنامه ای نبود بگويم که رستمم 

سو دابه ای نبود بگويم سياوشم 

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

گاهی اسير روی خوش و موی دلکشم

گاهی به حال من غزلم گريه ميکند

از ناله های مبهم دردی که می کشم ....

دردی به سينه دارم و عکسی برابرم 

به چشمهای شرجی اين عکس دلخوشم

....تا صبح گريه ميکنم و غنچه ميدهد

گلهای ريز صورتی روی بالشم...

ناقابل دهاتی وار و ساده : عسکری ترين حامد دنيا  

/ 8 نظر / 9 بازدید
يكتا

سلام ... آقا اجازه هست اينجا اول بشم من؟... اجازه که تشکر کنم به خاطر حظورتون و افسوس بخورم که بچه ها که اومدن نبودين؟ ... ممنون و حيف که روم نشد رباعی و دوبيتی بخوام ازتون ... اين بار دفترتون يادتون نره ان شا الله ... يا علی

يكتا

گاهی به حال من غزلم گريه ميکند از ناله های مبهم دردی که می کشم .... ... غزل را دوست دارم ولي ببخشيد از من كه زيبا تر خوانده ام و شنيده ام از شما ... انتظارمان را بالا برده ايد ... مي بخشيد جسارت اين ناشاعر كوچك را؟ ... يا علي

فری

سلام رفيق! دستت درست!حالی برديم به مولا!

يكتا

و سوم اينکه اجازه هست عذر بخوام بابت غلط املايی کامنت اول... صد بار از روی حضور می نويسم امشب ... خستگی چشم بود ديشب و غلط های املايی در هر کجا ... شرمنده ... يا علی

shahram boshra

سلام عزيز ... به کارگاه شعر ما سر بزن و به آدرس ايميل من برای ما کار بفرست که بسيار خوشحالمان می کنی ... تا ديدار شما ...

jalal raeoofi

دنبال درد آه لب سوز چايی دم کرده باورم// سينه در تپش اشک خيس از لحظه برابرم// گرچه پاييزم و برگ ریز خش خش وجود// بر عسکريترين حامد دنيا معطر دست خاطرم.......سلام آقای حامد عزيز...دستت پربار ....لذت بردم از دقايق حضور در فضای دلتون...خوشحال ميشم سری به پايين دست های ده وجودتون بزنيد.....يا حق

مهدی

خیلی عجیبی... خیلی خاکی...

ترمه

خيلي قشنگ بود.......+ +‌ + +‌ +‌