تبريزنامه

سلام الان دوروزه که از تبریز اومدم و ترجیح میدم خیلی از اتفاقاتی که تو کنگره افتاد افتاد حرفی و سخنی به میان نیاورم که می ترسم بلایی که سر روزنامه ایران اومد سر من و وبلاگم  هم بیاد.  فقط همینقدر بگم که حسابی سرما خوردم و حالم اصلا خوش نیست ولی فکر می کنم این آخرین باری بود که به تبریز رفتم و خواهم رفت .....

توخود حدیث مفصل بخوان.....

/ 6 نظر / 12 بازدید
محسن خدابخشی

سلام ناخوش نبينمت کوکا؟ معلومه حسابی به ت خوش گذشته ها! اول: سفر بخير دوم: بلا دور باشه سوم: هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد ---------------------- تا بعد ... خوش

حامد حسين خانی

سلام حامد جان گفتم نرو تبريز گوش نکردی و هی گفتی شوق تبريزو از اين حرفا... جات تو بزرگداشت ايرج بسطامی خالی بود. در ضمن يه غزل فرستادم ولی چون خصوصی نشد دو تای ديگه رو نفرستادم. چکار کنم؟

باغبان جهنم

سلام يکم ) نمی دانم آن جا بر تو چه گذشت پس در اين باره چيزی نمی گويم دوم ) گفتم رباعی تو ... ۶ دی ماه ... مسجد جامع بم ... استقبال از خاتمی ... (( هنوز عاروش کرمون بم مو )) سوم ) به جهنم من بيا هم ولايتي

فرودينه

سلام حامد جان اميد وارم بهتر شده باشی همين اومده بودم عيادت مانا بمونی فدات ناديا ببخشين که کمپوت نبود تو اين عکسا اين گلارو بو نکن برا سر ما خوردگيت خوب نيست

ري را

سلام خوبيد؟خدا بد نده؟ من اهل تبريزم ، و از تبريز اگه معرفي كنم مي شناسيد ولي زياد مهم نيست نمي دونم اينجا چه جوري از شما مهمون نوازي كردن كه اينجوري نوشتيد منكه بي خبرم ولي وقتي اين يادداشتهارو خوندم يه لحظه بغضم گرفت آخه چرا؟؟؟؟