1-سلام و یه عالمه معذرت که خیلی دیر اومدم به خدا دلم لک زده بود برا یه خط وب نوشتن ولی یه باز به همون خدا قسم اولا کامپیوتر نداشتم که بنویسم ثانیا به قدری سرم شلوغ بود که اصلا وقت نمی کردم بنویسم آخه آگه خدا بخواد تا بیست و چند روز دیگه یه مسافر کوچولویی داره قدم می ذاره تو خونه ی ما  و همونطور هم که همه تون می دونید اومدن این مهمون نیاز به یه سری مقدمات داره که این روزا شدید درگیرشیم.

 

2-اگه خدا بخواد کتاب دوم رو دادم دست ناشر که کم کم  کاراشو انجام بده و انشا الله واسه نمایشگاه کتاب حاضرش کنه این کتاب توسط نشر شانی کرج به چاپ می رسه که مدیر ش دوست خوبم مجید صالحیه و انتشاراتش به طور اختصاصی به غزل معاصر می پردازه  وخدا رو شکر تا الانم خوب کار کرده . کتاب قبلیم چون پخشش خوب نبود تصمیم گرفتم یه گزیده ازش تو این کتاب بذارم و چند تایی هم غزل جدید کار کردم  که انشالله به دستتون می رسه . اسم کتابو تا حالا گذاشتم ((خانمی که شما باشی...)که امیدوارم توی ممیزی با مشکلی مواجه نشه

3- توی آلبوم جدید خواننده ی خوب کشورمون احسان خواجه امیری یه ترانه هم از بنده ی حقیر با عنوان (گریه) کار شده که امیدوارم کار خوبی شده باشید و از ترانه و ملودیش لذت ببرین .

4-خیلی زیاد حرف زدم در آخر کار یه غزل تازه می ذارم و به خدا می سپارمتون نظر لطفا فراموش نشه:  

 

چگونه باشی و چشم از نگاه بردارم؟

چگونه از ته یک چاه ماه بردارم؟

 

چه فرق دارد وقتی همیشه می بازم

سپید بردارم یا سیاه بردارم ؟

 

همیشه دلخوشی ام بوده بعد هر بازی

یکی دو مهره به عمد اشتباه بردارم

 

که تو برنده شوی از شکوه خنده ی تو

برای دلهره ام سر پناه بردارم

 

تو مثل قلیانی، لب گذار روی لبم

به قدر ظرفیتم از تو آه بردارم

 

به لطف فاصله ها عشق پاک می ماند

مخواه فاصله ها را .... مخواه بردارم

یا علی مدد 

 

                                                                                                      

/ 42 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الناز(یلدا)اسفندفرد

سلام.. همیشه غزل ها و ترانه هاتون رو دوست دارم.. غزل تون مثل همیشه زیبا بود.. چگونه از ته یک چاه ماه بردارم؟؟ سبز باشی[گل]

داود شبانکاره

سلام برادر بعد مدتها یه طرح زدم به نام غریزه و عقل و یه ترانه به روزم ما هنو روی ارتفاعات خرشیطونمون رها هستیم ژ

محمد رازقی

جسارتا کانالی زدیم از خاگینه مان به باغکوچه تان!

سعید نوری

زیبا بود . پیشاپیش پدر شدنتان هم مبارک!

مهدی

سلام من می خواستم یه شعر مثل شما بگم ولی این شد: فکرم دگر بفکر ورق های پاره نیست بحری است بحر عشق که هیچش کناره نیست از فکر درس و مدرسه آیم کمی کنار دستی به جام باده و دستی به زلف یار ققنوسکی که بغض دلم را شکسته است دیدم به خواب خوش که به دستم نشسته است قلبم شده بازی دستان او فسوس چون گوی عاج در خم چوگان ابنوس روزم شده سیاه و دلم تنگ وبی قرار چون چشم یار, نه, چو مژگان ان نگار خوش حال میشم اگه یه نظری درباره شعرم برام به ایمیلم برفسی البتهغیر از بیت اخر بقیه تضمین بود

عاطفه

سلام انشاءالله قدمش خیرباشه خوش به حالش بااین بابای هنرمندش! شعرتون مثل همیشه تووووووپ بود بیشترسربزنین

مجید شمس الدینی

تو مثل قلیانی، لب گذار روی لبم به قدر ظرفیتم از تو آه بردارم عالی بود...........

zohreh

http://zohrehasemi.blogfa.com/ mano ba name shero honar link konid

سوری

سلام خیلی عالی بود واقعا زیبا شعر میگید مرسی