من گاو مش حسنم ....... آب ......آب...... مش حسن کجایی بلوریا اومدن گاوتو  بدزدن ......

همه جمله های فیلم عین پتک تو مغزمه ..... دلم آشوبه ..... یه حس نو رو دارم تجربه می کنم ........

امشب فیلم گاو را برای اولین بار دیدم الان که دارم می نویسم ساعت از یک نیمه شب گذشته است بغض امانم نمی دهد

این بغض بهانه ی غزلی می تواند باشد دعا کنید ........ 

/ 9 نظر / 11 بازدید
کاظم بهمنی

سلام.... . امشب بیشتر از غزلهات اخلاق و مرام دوست داشتنيت مجذوبم کرد......... ..... حال دلم رو مناسب دیدم و از صمیم قلب برات دعا کردم (الهی عاقبت بخیر شی)

عليرضا آذر

سلام .. حامد گل حالت چه طوره ؟‌با مزه يافتمت !‌دوست داشتم پسدايت کنم که شد .. با احترام عليرضا آذر؛۰۸۱۲۲۸۶۲۲۳۶

کاظم بهمنی

سلام مجدد به حامد عزیز اين آدرسشه: http://www.shaeraneha.com/weblog/archives/2006_09.html ......................................... وبلاگت رو با اجازت لینک می کنم..... علی يارت حق نگهدارت......

از جنس کوير

سلام مهربون ممنونم از حضور سبزت منورمون کردی سبز که هستی...سبزتر باشی

افشين.ح(بودم)

یک-هوا که سرد می شود، به سرم می زند، برعکس بقیه ی مردم. دو- این بار نوشتم ،در مورد یک چیزهایی که روی دلم نشسته بودند و به دست هایم زل زده بوده اند، بگذار هر چه که مردم می خواهند بگویند ،بگویند ،من یکبار از رو رفتم و دیگر... نمی روم! سه- با چیزنوشته هایی جدید به روزم، در مورد سید مهدی موسوی ،افشین یداللهی ،و (با عرض معذرت...)محمدرضا گلزار! چهار- شب ها چشم هایم خوابشان نمی برد، کسی نمی داند فرق مسافر و مهاجر چیست؟ پنج- دست از دلم برداشتم ، آخر یک شعر جدید از خودم نوشتم، خیلی وقت بود شعرم می آمد، خیلی وقت ها خیلی چیزهایمان می آید اما که حال دارد که... شش- سر که زدی ،شعرم را نقد کن ،حتی اگر نخواندیش. هفت(7، عدد مقدسیست)- کسی نمی داند که فرق مهاجر و مسافر... دارم دیوانه می شوم ،در این قرنی که برای نفس کشیدن هم باید زرنگ باشی... دارم دیوانه می شوم ، معلوم نیست ما زندگی می کنیم ،یا زندگی ما را... خیلی خیلی ممنون- زندانی سلول 24

برديا

وقتی تلويزيون فيلم نمايش ميدهد ، تمام تلاش خود را بکار ميبندم تا با توسل به انواع و اقسام روشها از ديدنش خودداری کنم . توهين به مخاطب با حذف و تغيير و تسخير ، جعل کردن گفتار ، سانسور رفتار و هر آنچه که هويت يک فيلم ، يک اثر هنری ، را می سازد ، تنها اثری است که بعد از تماشای فيلم بر ذهن بيننده نقش می بندد . عصبانيت از اين توهين در دو حالت به اوج خود می رسد : اول آنکه فيلم را قبلا ديده باشی . دوم آنکه فيلم ساخت کشورت ، هم زبان با تو و دارای مجوز ساخت و پخش از مسئولين کشورت باشد . حال تصور کن که با ديدن گاو ، تنها فيلم سینمایی قبل از انقلاب که همواره بعد از آن مورد تائيد و تمجيد و تصديق و نمايش قرار گرفته ، که اينگونه مورد سلاخی قرار مي گيرد ، چقدر ميتوان خرده شيشه بر اعصابت بپاشد ! . دوست من ، پيشنهاد من را بپذير ... هر آنچه که ديدی را فراموش کن ! . فيلم را از جايی تهيه کن و ببين . آنوقت است که ميفهمی (( گاو )) يعنی چه .

افاق

چه دردهای نابی...پس هنوز ادمی با اينهمه درد پيدا می شه؟