به اتفاق بغض

308805_orig.jpg

از (دی) بدم می آید

از پنجمش ...

که آوار را بر قامت چهل و چند عزیز از من در بم نشاند ....

از (دی) بدم می آید

از بیمارستانش .....

که ملحفه ی سپید  را بر فلفل نمک صورت تو کشید 

ماه یا بیمارستان 

فرقی نمی کند 

اسم ( دی ) که می آید 

 انگار توی دل آدم اناری پاره می شود 

دل آدم می گیرد 

می ریزد 

تنگ می شود  

به این نکته همه ی اهالی بم و هم اتاقی هایت در  بخش قلب اذعان دارد

به همین خاطر می گویم

از (دی) بدم می آید

از (دی) بدم می آید

  

از (دی) بدم می آید

/ 8 نظر / 10 بازدید
حسين متوليان

گمان مبر که دمی بی تو زنده خواهم ماند/ به عزت و شرف لا اله الا الله/ با ياد يار جان که سفر کرد و قيصر شعر بود چشم به راهم.

سيب۸۳

بله....من حرف خاصی ندارم ...البته با اين حرفاتون هم موافق نيستم...ولی حرفی هم ندارم تا بعد

ميثم فروتن

من هم از دی بدم می ايد حامد زخم خوردهايم ..

حامد(سهند)ابراهیمی

سلام مهربان آشیانه عشق به روزه و منتظر حضور شما هر وقت به روز کردید خبرم کنید خوشحال می شم یا حق

علی . ی

و شايد اين آشنائی به دوستی بدل شود ؟!

قلی نژاد

دوباره کسی بر در دلم هشت بار کوبيد .....