غزل

سلام ارشد قبول نشدم به همین سادگی ..  نه به این دلیل که به دلایلی دیگر  حالم زیاد خوب نیست اینروزا حس می کنم تو یک جاده ای دارم قدم میذارم که تهش تو مه گمه یه جاده که نمی دونم به کجا می ره و تهش به کجا ختم میشه ..... اصلن این روزا زیاد حرف نمیزنم برعکس تا دلتون بخوادقدم.... شاید این غزل حاصل یکی از همون قدم زدنهاس می ذارم ....

شب دلواپسی ها هرقدر بی ماه تر بهتر

که شاعر در شب موهای تو گمراه تر بهتر

برای شانه های شهر متروکی شبیه من

تکانهای گسل یکدفعه و ناگاه تر بهتر

چه فرقی می کند من چند سر قلیان عوض کردم ؟

برای قهوه چی ها مرد خاطر خواه تر بهتر

ندانستی که روی بیت بیتش وزن کم کردم

نوشتی شعرهایت شادتر کم آه تر بهتر

نه اینکه قافیه کم بود نه ! در فصل تابستان

غزل هم مثل دامن هرقدر کوتاه تر بهتر 

/ 6 نظر / 89 بازدید
شین قایق

مرسی بسی لذت بردم بسیار زیبا بود آقای عسکری امیدوارم قلمتون همیشه روان و نوشته هاتون همیشه به همین زیبایی و دلنشینی باشه با اجازه مکن بلاگ زیبا و خوب شما رو جزو لینک هام قرار دادم البته اگر اجازه بفرمایین مایه افتخار هستش

افشین

عالیه همشهری

برومند

تمومه هستی ام یک قلب پاکه مثال مانتو تو چاک چاکه لب تو چشمه ومن مرد تشنه که هرچی میخوره بازم هلاکه

سمی هام

آقا این کارا چیه؟ این عکس دومادی چیه؟ این رابطه های شخصی و این دلبری ها چیه؟ مردم جوون دارن چرا این کارا رو می کنی؟ مردم چه گناهی کردن که شما راضی و خوشحالین ؟ نمی گین چش می خورین؟توصیه: به وبلاگت یه چشم نظر آویزون کن...

سید رضا شرافت

سلام قصد کامنت نداشتم...یه پیشنهاد :فکر میکنم :"شب آشفتگی ها هر قدر بی ماه تر بهتر "نیست؟