تو دو شانه داری و اندوه انبوه مرا

                              فرش پانصدشانه ی تبریز هم باشد کم است

/ 20 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عه تا

فرهیخته ی عزیز/جناب اقای حامد عسکری برای کمک به ارزیابی نظر مخاطب شعر امروز ایران از شما که صلاحیت اظهار نظر دارید دعوت میشود در این نظر سنجی شرکت کنید. با احترام و سپاس

برومند

سلام ادرس تهیه کتابتون چی شد ممنون

شیری

سلام این که شانه رو پررنگ می کنید یعنی چه؟ این توهین به مخاطبه اوله بیت هم موسیقی رو از دست دادید تو دو ....

حمیدستان ..

فرش یک هزار و پانصد هم باشد برای میزبانی خیسی مژگان دو شانه کفایت دارد ! .. با ناز گفتی حامد عزیز / احسنت .

عباس یوسفی

سلام آقای عسگری بازم تشکر میکنم که به وبلاگ بنده اومدید باعث افتخار منه اگه یاد تون باشه 5 شنبه تو خانه ترانه همدیگر رو دیدیم و می خواستم نظر تون رو در مورد غزلم بدونم که فرمودید به صورت خصوصی براتون بذارم.: هجوم سرد تنهایی درا ین شب های بارانی نمی دانی چه تلخ است این غریببی وپریشانی در این بن بست وحشت زا پرو بالم چه خونین است پریدن آرزویی شد به باور های زندانی من از شب های بی قصه سکوتت را نفهمیدم فقط حسرت بجا مانده و یک دنیا پشیمانی گرفتم رد عشقت را شب تنها ولی افسوس تو از بی راهه ها رفتی به تنهایی وآسانی درون سینه ام دردیست از جنس شقایقها تو از درد شقایقها چه می دانی چه می دانی من اینجا زیر طوفان شعر ها خواندم برای تو بگو دیگر چه باید کرد چرا از من گریزانی دگر رسوا شدم برگرد به روز وصل دل بستم بیا این عشق را بشناس که رفتم رو به ویرانی فقط آیینه باور کرد عاشق بودن من را شکستم باور خود را تو عشقم را نمیدانی منتظر نقد خوب شما هستم. ممنون. [گل]

asma

neveshte haye shoma harf nadare mr.hamed asgari harf nadareeeeeeeeee

asma

neveshte haye shoma harf nadare mr.hamed asgari harf nadareeeeeeeeee

علی مظفر

با دست فتاده در قنوتيم همه لبريز ترانه ي سكوتيم همه ديريست به زير چتر خود مي باريم لب تشنه تر از كوير لوتيم همه سلام زيبا گفته اي و به دل نشست بما نيز سري بزنيد شايد پشيمان بر نگردديد! درود و بدرود

افشین احمدپور

شعر خوبی نبود چون کلمات شانه و شانه که جناس تام با هم داشتند به لحاظ مفهومی از هم خیلی دور بودند!!

سید محمد میرحسینی

سلام حامد جان، خیلی کوچیکم، قالی کرمون یا قالی تبریز؟