سلام یلدا تون مبارک

یک غزل :

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد

خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

 

آه ای گنجشک های مضطرب شرمنده ام !

لانه ی بر  شاخه های لاغرم را باد برد

 

من بلوطی پیر بودو پای یک کوه بند ...

نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد

 

از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا

بیتهای روشن و شعله ورم را باد برد

 

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز

دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد

ب

ال کوبیدم قفس را وا کنم عمرم گذشت

 وا نشد .....بدتر از آن بال و پرم را .....

همه موفق باشن

/ 57 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همیلا محمدی

جز گریه های کتبی و آه شفاهی دیگر برای دل نمانده هیچ راهی سلام آمده ام با مثنوی تازه ام همچراغ می شوید؟

همیلا محمدی

جز گریه های کتبی و آه شفاهی دیگر برای دل نمانده هیچ راهی سلام آمده ام با مثنوی تازه ام همچراغ می شوید؟

همیلا محمدی

جز گریه های کتبی و آه شفاهی دیگر برای دل نمانده هیچ راهی سلام آمده ام با مثنوی تازه ام همچراغ می شوید؟

هری هالر

این همان "حسام الدین مقامی کیا"ی فرودگاه مهرآباد است: به آمدن آخرین کاروان زوار. خلاصه که اینم.

آب و کاشی

قلم اینك به تمنای تو در رقص آمد این چه نی بود كه با نای تو در رقص آمد... به رقص قلم و صدای گرم «عباس کیقبادی» که برای ماه بنی هاشم می خواند، دعوتید.[گل]

عذرا

قربان! خوب نیست آدم شاعر شعرهای ویرانگر باشه اما انقد ملتو منتظر شعر جدید بذاره! تو رو خدا شعر جدید بذار! [گریه]

سوگند مرادی

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد عالی بود سلام

کوتوله سبزمریخی

منزل به منزل میرودبرمذبح خوبان حسین تاجان وسرقربان کنداندرره جانان حسین... شعراززنده یادسید مهدی دری التماس دعا...

مختار رنجیده یامچی

. [گل] -------- سلام و عرض ادب ========== دراین روزهای دلتنگی و سرما ؛ گرم تر از کلام حافظ چیزی نیافتم ----------------------------------------- من و باد صبا مسکین ، دو سرگردان بی حاصل من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت -------------------------------------------------------- موفق باشی عزیز [گل]

ناسار

شانه ات را دیر آوردی همه موهام ریخت آردهایم را چه بی رحمانه آن شیاد بیخت