شب از ستاره گذشته است.....

تالار می بینیم ....

منو قیمت می کنیم ....

حساب و کتاب می کنیم....

من به نقش فرشی که باید بگیرم می اندیشم

خاتون به آخرین خرده ریزه های جهازش...

قرار شده برویم مولوی پارچه بگیریم برای لباس .....

از همین حالا دارم به متن کارتها و طرحشان فکر می کنم .....

راستی روی فیلم مراسممان کدام ترانه ها را کار کنیبم ؟.....

خسته می شویم  

مترو میرداماد ابتدا و انتهای قرار های ماست...

به خانه بر می گردد

به خانه بر می گردم  

خسته ایم اما دلخوش

دلخوش از اینکه مقدمات با هم بودنمان دارد مهیا میشود و اگر هم خسته باشیم قرار است باهم به یک خانه و زیر یک سقف آرام میگیریم....  

دعایمان کنید می خواهیم زندگی را شروع کنیم می ترسیم

مثل ترس از روز اول مدرسه......

یا علی .....  

/ 38 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

اين بيت رو از قول ايشون همين جوري نوشتم

سپيده

خوشبخت باشيد عاشق ترينهای من ....

برومند

چنانت دوست می دارم که گر روزی فراق افتد تو صبر از من توانی کردو من صبر از تو نتوانم

مهدی ميرزايی

سلام خيلی وقت بود از بچه های شعر کرمان سراغت رو می گرفتم دوست داشتم ببينمت و الن خوشحالم ......... لذت بردم بهم سر بزنی خوش حال می شم

کرمشاهی

سلام حامد عزيز خوبی که از خواندن کار لذت بردم لينکت را هم اضافه کردم سر بزن به روزم

کيميا

ميان اينهمه شب فرض کن ستاره نداری.....

سيامك رجاور

وبلاگ بانوی شعرم برای بار دوم راه اندازی شد خوشحال میشم بهم سر بزنید , نظرو یانقد تون رو بگید. باتشکر سیامک رجاور

برومندتان

من باغزلی قانعم وباغزلی شاد تا بادزدنيای شماقسمتم این باد