سلام ...

 رمقی نمانده خاتون بنویسم عرض حالی

نه امید خواندنش هست، نه در غزل مجالی

ملخ و عطش وزیده است به روستای شعرم

به لب تو مستمند است گلوی این اهالی

به فدای بید مجنون، قد و قامتش سلامت

که به سیم برق اگر خورد کلاغ خسته بالی

به دلش نشسته رقص تو به ساحل و تو غافل

که دگر نمی زند پلک و به گل نشسته والی

شب تیرماه بم را بتراشم و بسابم

بنشانمش به بالای لبت به جای خالی

به قفس چنان عقابم، نه پرنده ای مچاله

که برای چند ارزن بکشد ز جعبه فالی

که ز آه ناگزیرم؛ که چرا ... که مثل قلیان

به جگر خروش دارم و به سر گل ذغالی

...

یا علی

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسين جلال پور

پس از مدت ها کلنجار رفتن با پس از مدت ها "نمی دانم" ای شعر های من "من حرف می زنم" منتظرم با سپاس

محمد طالبی

سلام شعرهاي شما هميشه خواندني و زيباست استعدادتان عاليست ديروز از نمايشگاه كتاب كرمان كتاب حال و هوايي از ... را گرفتم عاليه ولي يادت باشه شعر آن روز بافت كه قول دادي بنويس را ننوشتي ليقه موها

سيد محمد ميرحسينی

مثل هميشه عالی بود حامد جان.سلامت و موفق باشی

سینا

سلام وبلاگ بسيار زيبائی داريد. خوشحال ميشم به وبلاگ من هم سری بزنيد و اشعارم رو نقد کنيد ممنون

حامد حسين خانی(بخواب فروردين)

حامد جان سلام دست مريزاد مطمنم که اگه سعدی معاصر ما بود اينطوری غزل ميگفت. به هر حال : غم نان نمی گذارد که بپرسم از تو حالی...

میرزایی

سلام عزیز وبلاگ سکسکه های یک مست با " تلفن " و معرفی چند لینک بروز شد : ...ما دو عروسکیم نخ جفتمان یکی ست اعضای من ادای تو را در می آورد یک روز شوهر تو مرا حدس می زند از جیبم عکس های تو را در می آورد .... منتظرم حرف هایتان هستم نادعلی

احسان قاسمی

سلام در دو سه مصراع ايراد وزنی داشتيد که فکر می کنم به خاطر اوردن آواهای هم مخرج بيشتر به چشم ميخورد مثل رقص تو در مصرع هفتم يا ب بالای لبت در مصرع دهم اما در مورد قافيه قافيه اين غزل يه جورايی از سر ناچاری تپق ميزنه مثل والي

کرمشاهی

سلام حامد عزيز ار نقد های خوبت ممنونم غزلت هم مثل مار های قبلی خوب و شنيدنی بود تصوی ر های خوبی هم کشف کرده بودی اما از -ز- اگر استفاده نمی کردی زبان کارت يکدست تر می شد باز هم منتظر نقد هايت هستم

اميرحسين نيکزاد

"اَلنّهایاتُ هِیَ الرّجوعُ الی البدایاتِ" با یک غزل به روزم و منتظر.

احسان قاسمی

اگه بازم بخوای فکت بيارم دو جا رعايت نکردن اين موضوع به وزن شعر شما ضربه وارد کرده و در جايی ديگر خيل خوب اين مسئله رعايت شده ۱ مصراع سوم تلاقی دو حرف ت و ب ۲ تلاقی و حرف ص و ت در مصراع هفتم که برای تلفظ اين حرفهاه بايد زبان کاملان باز شده و روی نقطه ای از دهان متمرکز شود که مکث ايجاد می کند غیر از ب که از تمرکز( شدید ) دولب بروی هم ادا می شود و در دو مصراع ديگر مثل ۴ و ۵ اين مسئله به خوبی رعايت شده است با اميد موفقيت شما