غزل

سلام

 از اینکه دیر به دیر به روز می کنم شرمنده ام . گرفتاری ،تنبلی ،ماه رمضان و....و...و... رو روی هم بریزی حاصلش میشه همینکه می بینید

یه غزل می ذارم امیدوارم خوشتون بیاد:

 

من باغ زمستان زده دارم تو نداری

من خرمن طوفان زده دارم تو نداری

 

از خاطره ی سبز بهشتی که فرو ریخت

یک میوه ی دندان زده دارم تو نداری

 

"داش آکلم" و تنگ دلی درد نشان را

بر صخره ی "مرجان" زده  دارم تو نداری

 

من عهد نوشتم تو نه دیدی و نه بستی

من دست به قرآن زده دارم تو نداری

 

"گر همسفر عشق شدی"را که شنیدی؟

من اسب به میدان زده دارم تو نداری

 

من اینهمه گفتم و تو یک جمله نوشتی:

((من سرمه به مژگان زده دارم تو نداری ))

 

تو این شبای باقی مونده به یاد ما باشین لطفا....

/ 37 نظر / 138 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طیبه طاوسیان

سلام همش حس همش عشق ....ناب ناب بود واقعا دست مریزاد همش شاه بیت ...افرین بر نفس دلکش........[گل][گل][گل]

طیبه طاوسیان

بازم اومدم چه کنم شما شاعر تر از اون چیزی هستی که فکرشو میکنین خوشا به حال این همه حس .....از خوندن این شعر سیر نمیشم[گل]

ساکت

سلام داشتم به این غزل فکر میکردم اومدم ببینم گذاشتینش تو وبلاگ یا نه واقعا شاهکاره پایان کاراتون خیلی خوب تموم میشه مثل اون غزلتون که آخرش با یه جمله ی کودکانه تموم میشه وبلاگم به روزه برای خداحافظی باور کنید دلم برای غزلهاتون تنگ میشه موفق باشین التماس دعا

!

کاش منم شاعر بودم![گریه][گریه]

؟

من نیمه شب در کف سیگار اسیرم من لعل به قلیان زده دارم تو ندای[گل]

شیدا

سلام خسته نباشید خیلی زیباست خیلی.... موفق باشید[گل][گل]

من شعر به یغما شده دارم تو نداری

مهدی افضلی گروه

یادش به خیر مرا یاد سهراب سلاجقه انداختی و اون روزهای . . . من گونه ی شبنم زده دارم تو نداری آرامش بر هم زده دارم تو نداری . . .

از شاعران تربت حیدریه

سلام. این شعر را بارها وبارها خوانده ام به صورتی که آن را حفظ کرده ام ، بسیار زیبا بود