علی الطلوع که در بستر همایونی غلط میزدیم  و مردد بودیم که  از خواب شاهانه بیدار شویم یا نه تلفون سیارمان نواختی از خود به  در کرد که از آثار مزغونچی دربارمان است سیاوش خان قمیشی به صفحه تلفون نگاه کرده بودیم میرزامحسن خان رزوان المتکلمین بود که راپورت داده  بود ((حاجی امشب بریم استادیوم ؟ایران و قطر بازی داره)) کله مبارک خاراندیم و بین بیداری و خواب با چشمانی پف فرموده به انگشتهای مبارکمان زحمت دادیم و تایپ فرمودیم  اطلاع می دهیم فی الحال که این سیاهه  را مرقوم می کنیم قصد داریم در ورزشگاه آزادی بار عام داده و رعیت به محضر مبارکمان شرفیاب شوند گفته ایم از خزانه دربار هم همیان همیان زر سرخ بار شتر کند و بیاورند که اگر جوانان ممالک محروسه چپق این عرب های سوسمار تناول کن را چاق کردند و دل رعیت ما را شاد  ماهم صله  ای بدهیم مر ایشان را بالاتر از سقف قراردادهایشان  تا خلایق همه کف کنند از سخاوت و مناعت طبع ما فی الحال میرزا محسن خان رزوان المتکلمین بر در بهارخواب ما اذن دخول می خواند تا برویم و اف اف همایونی را فشاری بدیم شما هم برای قبله عالم که ما باشیم پیامی بگذارید تا حالی برده باشیم

/ 35 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضوان معین پور

سلام سر نزدن دوستان یه درده ؛سر زدن و نظر ندادن شون هزار درد ما میریم به درد خودمون بمیریم[گریه]

رها

درود خداوند متعال بر سوگل دربار شعر معاصر حامد میزا عسکری از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان مدت مدیدی حسرت دیدار این انارات سرخ پیوسته به قالبتان به دلمان چنگ زده بود لیک جز اندوهی فزون برایمان نماند چرا که ما بودیم و امتحانات نفسگیر و مامانم اینا و شمسی خانوم و مامانش اینا و... به قول مبارک: از عکس تو و بغض همین قدر بگویم دردا که چه شب ها...که چه شب ها... که چه شب ها... القصه، الیوم فرصت و سعادت شرف یابی به حضور همایونی برما نازل شد و علاوه بر آن دو چیز دیگر: اولی بهت و تحیر بابت دو پست جدید و دومی بابت ذوق و ریسه رفتن که هی جانمی جان آقای عسکری ببخشید جناب حامد میرزا نطق کرده اند... باری در این بند آخر از شما بزرگوار تمنای استغاثه بر درگاه ایزد منان را جهت قبولی بنده در امتحانات خردادماه خواستارم... باشد که در سال آتی صرف شرمندگی خداوند تکانی به خود داده درسی بخوانیم... رعیت همیشه خوانای شما: رها

حاجیه سحر(سحر نحوی)

سلام اقای عسکری من عاشق خانمی که شما باشید شدم و همسرم رو به زور تا نصفه شب نگه داشتم و همه ی شعراتون رو براش خوندم(از شعر بیزاره شعرای منم تو رودربایستی گوش می کنه) خوشحال میشم شعرایی که تو نت از من هست رو بخونین و نظرتون رو بهم بگین بخصوص شعرایی که تو سایت شعر نو دارم دخترتونم یه فرشته کوچولوی واقعیه خدا حفظش کنه در پناه حق

پرند

درود وصد درود

مریم

+++++++++++++++++ خوشمان آمد .... [چشمک] [گل]

فهیمه عباسی

[گل][لبخند]

صدرالملوک بانو

اوه ! یاد جمله معروف خودمان افتادیم که در رابطه با یاران همراه در صورت بروز پررو بازی از انها در دانشگاه استعمال می کنیم: ساکت شو. رعیت گستاخ. بدهیم سرت را با گیوتین از تنت جدا نمایند!

نسرین

سلام از اینجا شب نیست با شعراتون اشنا شدم و ردتون رو تا اینجا زدم می بینم که در طنز و طنازی هم دستی بر اتش دارید [نیشخند] اغا کارتون درسته ما هواخواه شعراتون هستیم موفق باشید و همچنان شاعر