شهاب باران آسمان منی ...

سلام ...و گاهی همین سلام یعنی چندین عذر تاخیر خواسته و ناخواسته. وقتی می دانی کسی هست که هنوز درب این خانه را به صدای کوبه اش می نوازد ...

پس؛ سلام ...

...

  اصلاً قبول، حرف شما، من روانی ام

  من رعد و برق و زلزله ام؛ ناگهانی ام

  این بیت های تلخ نفس گیر شعله خیز

  داغ شماست خیمه زده بر جوانی ام

  رودم؛ اگر چه بی تو به دریا نمی رسم

  کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانی ام

  من کز شکوه روسری ات کم نمی کنم

  من، این من غبار؛ چرا می تکانی ام؟

  بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز

  این سر که سرشکستهء نامهربانی ام

  کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست

  از بعد رفتنت گل ابروکمانی ام

  شاعر شنیدنی است ولی دست روزگار

  نگذاشت این که بشنوی ام یا بخوانی ام

  این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند

  من دوست دار بستنی زعفرانی ام

 ...

   یا علی مدد

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

اگر بدونید چقدر اومدم و به روز نبودید... نمیدونم شاید کاری نمیکردید خوشحالم باز ازتون شعر میخونم پایدار باشید

الهام.ص.ن

سلام. این بیتها روح آدمی را می نوازد. دست مریزاد ... خوندم و لذت بردم. پایدار باشید.. با خبر چاپ چند کتاب از چند شاعر و یکی دو کار به روز است ... قاب ها..

آسیه اسدی

سلام من همیشه شعراتون رو دنبال می کنم و فکر می کنم بعضی از توصیفهاتون تکراری شده.

میثم فورتن

سلام آقای عسکری خوشحالم که دوباره برگشتید شعرتون هم زیبا بود اما قبلا زیباتر بود... یا علی

مهدی صادقی

سلام آقای عسکری ... خوشحالم که بعد از مدتها برگشتید ... امیدوارم دیگه از منزل خودتون کانکت بشید ! غزل خوبی بود ... من کارتون رو توی بیت اخر خیلی دوست دارم ... خودم گاهی از این کار ها می کنم ولی کار های من کجا کارهای شما کجا ؟! موفق باشید ... در پناه خدا

سلام حامد خان به قول استاد جوشایی (نیستی نیستی دلم تنگ است) مردیم ازبس اومدیمو به روز نبودید. به هر حال رسیدن به خیر. کمتر اذیتمون کن.

کیوان

سلام حامد عزیز .... یادت می یاد خانه ترانه زمانی که تو فرهنگسرای شفق بود با هم چطور آشنا شدیم ... به جای سلام یه شعر کوتاه گفتی که توش عینک و عسل داشت ... و به درخواست بقیه 4 بار خوندیش ... یه سری به من بزن .. در پناه حق ... راستی لینکتم کردم تو وبلاگم خوشحال می شم اگه لایقم بدونی .

آزاده سلیمانی

سلام باران * روی پوستت موسیقی می زند واقعا حسادت می کنم به آن باران که به چه آسانی پوستت را لمس می کند [گل][گل]

شین قایق

وای وای چه کردین آقای عسکری من خوشحالم که بعد از این همه مدت بلاخره یک شاعر پیداکردم که گنجینه لغاتش انقدر بالاست و انقدر خلاقیت داره امیدوارم همیشه موفق باشی در پناهش