هر خار و خسی که بشکفد شب بو نيست

هر دره ی مبهمی که دالاهو نيست

بعضی چيزا کجش قشنگه به خدا

ابروی خمی که راست شد ابرو نيست

 سلام وشر منده سلام و معذرت لوزه هامو عمل کردم سه روز نبايد حرف بزنم سکوت هم عالمی داره به خدا خيلی درد دارم بيشتر نمی تونم بنويسم پس شب به خير يا علی مدد. راستی يه رباعی ديگه :

من نخل شدم قرار شد خم نشوم

جز با تو و خنده هات همدم نشوم

يک سيب دگر بچين و حوايی کن

نامردم اگر دوباره آدم نشوم

/ 9 نظر / 7 بازدید
راحیل

سلام دوستان عزيز؛ حدس بزنید چی پیدا کردم........ يك سايت جالب كه آزمون و آموزش علوم باطني داره. و در مورد آخرين و بهترين تكنيكهاي تفكر و رويابيني و پرواز روح و مديتيشن و يوگا و كنترل ذهن هم صحبت مي كنه (اين دوره ها زير نظر معلم جهاني و قطب علوم باطني برگزار ميشه ... ) و در حال حاضر دوره هاي عمومي رايگان برگزار ميشه. من توصيه مي كنم حتماً شركت كنيد. www.oloombateni.org و www.taalimehagh.com

سيامك

شما ازتخيل و استعداد سرشاري برخورداريد يا به عبارت بهتر في الذاته شاعريد اما خودتان را جدي نمي گيريد نمي دانم چرا به كارهاي موثر خود در جهت سركوب نظام پدر سالار غزل شك داريد و به آن به ديد شوخي مينگريد؟ نقاط عطف و سكوي پرش شما همانها هستند كه براي شما اتفاقي و تفنني اند! (پيش به سوي پيروزي)

ا-خ-باد

دست در دست هم جمع شديم تا جمع سازيم پارهای مهر را کلبه ای محقر و در سايه اش به نقد بگذاريم دل نسيه خود را وب سايت سايه

سيد علي ميرافضلي

سلام. متن شما سه چهار بار پشت سر هم تکرار شده است. احتمال بخاطر همان عمل لوز المعده است!

یکتا

سلام ... خوبيد آقای عسکری؟! ... اين رباعی ها ... محشرند آقا ... زود تر بنويسيد ... لطفا ... يا علی

منم

خمینی یه فکری میکرده میگفته: ما را رها کنید در این رنج بی حساب ها کاکا ایطور وقتا به کار میا ایه کسییم سراغتا بگیره خو معیومه میگیش همونی که آغا گفت یا به زبون خدمون دس ای سر بی پت ما وردتر داغ مادرت

آشنا

سلام گلم هميشه مثل همانی که فکر می کردم و مهربان تر از آنی که فکر می کردم هم خودت رو و هم شعر هات رو خيلی دوست دارم ـ به خدا راست میگم ـ. البته جرآت نقد کردن ندارم شايد هم ارتباط عميقی که با شعرت بر قرار کردم اين قدرت رو از من گرفته عزيز. می دونم اينقدر نجيبی که مغرور نمی شی ولی به خدا شعرات خيلی قشنگه . به ياد خدا باشیم که اون همیشه یاد ما هست . عاشق ما رو از یاد نبری .

یکتا

سلام ... هنو نخلا و نارنجا به جايِ ... نمی آیین؟! ... یا علی

طاهره

سلام رباعی اول بسیار زیبا بود. اما مصراع سوم به قوت 3 مصراع دیگر نبود. انگار یک پارچه ی تترون را کنار حریر گذاشته باشی. یه جور عدم سنخیت. اما بسیار زیبا بود. رباعی دوم قوی تر است. راستش دیشب از رادیو هفت این رباعی را شنیدم و امروز که در گوگل جستجو کردم به شما رسیدم. باغکوچه را که دیدم احساس غریبی نکردم چون یکی از دوستان شعر زیبای شما را در وبلاگش گذاشته و من از خواندنش بسیار لذت بردم هر چند شعر ای کاش شعر با همان قوتی که شروع شده بود پایان می یافت. با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه ... من هم وبلاگی دارم به نام پری کوچک غمگین خوشحال می شم سر بزنید و تبادل لینک کنیم.