هوالحی القیوم

مشکل از سبک عراقی و خراسانی نیست

همه با قافیه ی عشق مصیبت دارند

/ 10 نظر / 8 بازدید
سحر

سلام دوست عزیز، اگه میخوای چیزی شبیه تبلیغات Google اما به فارسی توی وبلاگت بگذاری و از این راه هم درآمد داشته باشی و هم سایتت یا هر چیز دیگه ای را در بقیه سایتها معرفی کنی تا بازدیدکننده هات زیاد بشن، یه سری به سایت ads.blogabzar.com بزن. کافیه وبلاگت در روز بیشتر از 10 بازذدیدکننده داشته باشه. یادت نره بعد از ورود به سیستم، کد HTML شون را توی سایتت بگذاری تا برات اعتبار تولید کنه. وگرنه بعد از چند روز اعتبارت تموم میشه و آگهی هات دیگه پخش نمیشن. اگه هم بلد نیستی این کار را بکنی میتونی قالب وبلاگت را براشون میل کنی تا خودشون برات انجام بدن - فعلا که خوب راه می آن :) فقط لطفا موقع ثبت نام، در قسمت نام معرف بنویس: sahar1986 یه سری بشون بزن و امکاناتشون را ببین. ضرر نداره :) قربانت سحر

ناصر

راس می گی رفيق...همه با قافيه ی عشق مصيبت دارند...به جوشايی عزيز هم سلام برسون...ضمنا نمره ی تلفنت ! نرسيد حامد جان

سعيدی راد

سلام بر حامد عزيز. هميشه از ظرافت خيال انگيزی ات لذت می برم.

ميرزايی

سلام گنجشک تو شدم همه يجفت بازی ام از سيم های لخت خيابان شروع شد بروزم درباره کار پايينی هم: به اين شکستگی ارزد به صد هزار درست منتظرم

اسرا

درين مصيبت ما رو هم همدرد خودت بدون...

مريم(اسطوره)

سلام عزاداری ها مقبول حق التماس دعا[بدرود] *********** *** اگربگذارند محمد جواد غفور زاده (شفق) عشق سردرقدم ماست اگربگذارند عاشقان را سرسوداست اگربگذارند ما واین کشتی طوفان زده ی موج بلا ساحل ما دل دریاست اگربگذارند دشت ازهرم عطش سوخته وسایه ی غم سایه بان گل زهراست اگربگذارند آب بر آتش لب های عطشناک زدن آرزوی من وسقاست اگربگذارند دوش درگلشن مابلبل شیدامی گفت باغ گل وقف تماشاست اگربگذارند هرچه گل بود زتاراج خزان پرپرشد وقت دلجویی گل هاست اگربگذارند طفل شش ماهه ی من زینت آغوش من است جای این غنچه همین جاست اگربگذارند این به خون خفته که عالم زغمش مجنون است تشنه ی بوسه ی لیلاست اگربگذارند چهره اش آینه ی حسن رسول الله است آری این آینه زیباست اگربگذارند این گل سرخ که ازگلبن توحید شکفت آبروی چمن ماست اگربگذارند درعقیق لب من موج زند دریایی که شفابخش مسیحاست اگربگذارند یوسف مصروجودم من واین

صالح نخعی

سلام حامد. من بی اجازه از شما چند کارتون رو توی کرمان نقد گذاشتم

محمد بابايی

سلام هوبره ی فرش های کرمانی. خيلی خوشحالم که دوباره پيدات کردم. آخرين بار در کنگره شعر و قصه طلاب سال ۸۲ بود که شعر قشنگی از تو خوندم. می خوام از تو بيشتر بدونم. آيا کتاب منتشر کردی؟